<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>بامداد خبر</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bamdadkhabar.net/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://www.bamdadkhabar.net/atom.xml" />
   <id>tag:,2010:/1</id>
   <updated>2010-09-03T14:15:46Z</updated>
   <subtitle>پایگاه خبری تحلیلی برای جنبش دانشجویی</subtitle>
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.36</generator>

<entry>
   <title>دیدار سید یاسر خمینی از مهدی کروبی پس از پایان محاصره منزل وی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bamdadkhabar.net/2010/09/post_4171/" />
   <id>tag:www.bamdadkhabar.net,2010://1.4762</id>
   
   <published>2010-09-03T13:37:54Z</published>
   <updated>2010-09-03T14:15:46Z</updated>
   
   <summary>بامدادخبر: دقایقی قبل (عصر جمعه) سید یاسر خمینی، نوه آیت‌الله خمینی، پس از شکسته شدن حصر منزل مهدی کروبی، با وی دیدار کرد. به گزارش سحام‌نیوز، سید یاسر خمینی در این دیدار پس از بازدید از خسارت‌ها و ویرانی‌های صورت گرفته توسط اوباش بسیجی و سپاهی، ابراز نگرانی شدید خود را از این رفتارها اعلام کرد. یاسر خمینی که با هدف دلجویی از مهدی کروبی به دیدار وی رفته بود این رفتارهای غیر انسانی را به شدت محکوم نمود. تماس تلفنی آیت‌الله بیات زنجانی با مهدی کروبی آیت‌الله بیات زنجانی نیز در تماسی تلفنی با مهدی کروبی اقدامات این پنج...</summary>
   
         <category term="News" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bamdadkhabar.net/">
      <![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
دقایقی قبل (عصر جمعه) سید یاسر خمینی، نوه آیت‌الله خمینی، پس از شکسته شدن حصر منزل مهدی کروبی، با وی دیدار کرد.

به گزارش سحام‌نیوز، سید یاسر خمینی در این دیدار پس از بازدید از خسارت‌ها و ویرانی‌های صورت گرفته توسط اوباش بسیجی و سپاهی، ابراز نگرانی شدید خود را از این رفتارها اعلام کرد.

یاسر خمینی که با هدف دلجویی از مهدی کروبی به دیدار وی رفته بود این رفتارهای غیر انسانی را به شدت محکوم نمود.


<strong>تماس تلفنی آیت‌الله بیات زنجانی با مهدی کروبی</strong>

آیت‌الله بیات زنجانی نیز در تماسی تلفنی با مهدی کروبی اقدامات این پنج شب گذشته و مخصوصا حوادث شب گذشته را به شدت محکوم کردند و از ایستادگی آقای کروبی در مقابل این مزدوران، تقدیر نمودند.

مهدی کروبی نیز با ابراز تشکر از ایشان، بازگشت به عقلانیت را از خداوند برای این مزدوران خواستار شد.]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>نامه پنج زندانی سیاسی زندان رجایی‌شهر به کارلا برونی همسر رییس‌جمهور فرانسه</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bamdadkhabar.net/2010/09/post_4170/" />
   <id>tag:www.bamdadkhabar.net,2010://1.4761</id>
   
   <published>2010-09-03T12:28:46Z</published>
   <updated>2010-09-03T12:36:59Z</updated>
   
   <summary>بامدادخبر: پنج زندانی سیاسی زندان رجایی‌شهر کرج، در نامه‌ای به کارلا برونی، همسر نیکلا سارکوزی، رئیس جمهوری فرانسه، با ابراز انزجار از اقدام غیراخلاقی و اهانت‌آمیز روزنامه حکومتی کیهان، و یادآوری &quot;سوابق ننگین این روزنامه در اتهام‌پراکنی&quot;، از این روزنامه به عنوان &quot;ابزاری در دست ولی فقیه جمهوری اسلامی برای اهانت، فحاشی و تهمت‌زنی بر علیه دگراندیشان، آزادی‌خواهان و طرفداران دموکراسی و حقوق بشر&quot; نام بردند. منصور اسانلو، رسول بداقی، مجید توکلی، رضا رفیعی فروشانی و حشمت‌اله طبرزدی، پنج زندانی سیاسی هستند که این نامه را امضا کرده‌اند. به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، متن نامه ۵ تن...</summary>
   
         <category term="News" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bamdadkhabar.net/">
      <![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
پنج زندانی سیاسی زندان رجایی‌شهر کرج، در نامه‌ای به کارلا برونی، همسر نیکلا سارکوزی، رئیس جمهوری فرانسه، با ابراز انزجار از اقدام غیراخلاقی و اهانت‌آمیز روزنامه حکومتی کیهان، و یادآوری "سوابق ننگین این روزنامه در اتهام‌پراکنی"، از این روزنامه به عنوان "ابزاری در دست ولی فقیه جمهوری اسلامی برای اهانت، فحاشی و تهمت‌زنی بر علیه دگراندیشان، آزادی‌خواهان و طرفداران دموکراسی و حقوق بشر" نام بردند.

منصور اسانلو، رسول بداقی، مجید توکلی، رضا رفیعی فروشانی و حشمت‌اله طبرزدی، پنج زندانی سیاسی هستند که این نامه را امضا کرده‌اند.

به گزارش کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، متن نامه ۵ تن از زندانیان سیاسی زندان رجایی‌شهر کرج به کارلا برونی، به شرح زیر است:


خانم کارلابرونی


بانوی اول ملت بزرگ فرانسه.


با درودهای فراوان.


با شگفتی و شرمساری بسیار، آگاه شدیم روزنامه ای متعلق به حاکمیت در ایران به نام «روزنامه ی کیهان»، با زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی متعارف در جامعه های بشری، مطالبی تحریف شده و اهانت آمیز در مورد بانوی اول کشور متمدن فرانسه، منتشر و ضمن خدشه دار نمودن احساسات انسانی و میهن دوستانه ی ملت دوست فرانسه، موجبات رنجش خاطر رئیس جمهوری فرانسه، بانوی اول و سایر مقامات آن کشور انسان دوست را فراهم آورده است.

ما زندانیان سیاسی جنبش سبز ایران، در این روزهای ماه رمضان که مسلمانان به پاکی درون پرداخته تا زبان از بدخواهی و بداخلاقی دورنگاه بدارند و کرامات اخلاقی پیامبر خود و زیبایی های روانی انسان شایسته را الگوی عملی زندگی خود قرار دهند، از طرف ملت بزرگ و کهن ایران، از این حرکت غیر اخلاقی، غیر ایرانی و غیر انسانی روزنامه ی مذکور اعلام تنفر کرده و با ذکر توضیحاتی، امید تسکین رنج احساسات پایمال شده ی شما و ملت بزرگ فرانسه را داریم. روزنامه ی کیهان که توسط نماینده ی ولی فقیه جمهوری اسلامی اداره می شود، در میان ملت آگاه ایران به روزنامه ای بد نام شهرت دارد. و سال ها است که با حمایت قوای حکومتی به اهانت، فحاشی، تهمت زنی و افترا پراکنی علیه دگر اندیشان، آزادی خواهان و طرفداران دموکراسی و حقوق بشر در ایران مشغول است و طی سال گذشته که جنبش سبز ایران در مخالفت با این کژاندیشی ها پا به میدان سیاست گذارد رهبران و هواداران این جنبش مردمی و دموکراسی خواه، مشمول درج غیر اخلاقی ترین مطالب در مورد خود و خانواده هایشان، در این روزنامه ی بدنام بوده اند.

خدا را سپاسگزاریم که شاهد هستیم، افراد نادان، منحرف و قدرت طلب، در پافشاری بر انحرافات خود اصرار ورزیده و تا آن جا پیش می روند که حتی مردمان سایر نقاط جهان را که حس همدلی با منافع عام بشری در درون خود پرورده اند را رنجیده خاطر می کنند تا زمینه های بازشناسی کارهای درست از نادرست بیش از پیش فراهم گردد.

باید یادآور شویم که ما زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران نیز قربانی اتهامات ناروا در محاکم غیر صالحه توسط حامیان و همفکران همین روزنامه ی کیهان و امثال آن بوده و به حبس های ناعادلانه و طولانی مدت محکوم شده ایم. تا روزیکه معلوم شود، هیچ سلطه و قدرت بشری نمی تواند ظلم و ستم را با حکم و فرمان به ظاهر قانونی استقرار بخشد، یا حقیقت را از دیده ی انسان های نیک سرشت پنهان نگه دارد.

در طی دوران آدمیان خام اندیش فراوانی پیداشده اند که باور داشته اند هر احساس ذهنی آن ها، یک رازگشایی و پرده برداری از واقعیت عینی است و امروز نیز چنین افرادی حاکمیت بر ملت ایران را بر عهده گرفته اند و اراده ی خود را عین حق و اراده ی مخالفین را عین باطل بر می شمارند و تا آن جا پیش رفته اند که محروم کردن افراد از آزادی، تجاوز و سلب حقوق قانونی دیگران، دشمنی و بداخلاقی با جامعه ی بین الملل و اکنون اهانت، تحقیر و مرگ اخلاقیات را برای ملت ایران و به نام ایرانی به ارمغان آورده اند!

ملت بزرگ ایران که شاهد همدردی شما با یک زن ستم دیده ی ایرانی، که محکوم به مرگ از طریق سنگسار شده می باشد، عمیقا از این حس نوع دوستانه، ابراز رضایت نموده و آن را ستوده اند. اگرچه سانسور و سرکوب شدید اجازه ی بروز این احساس را نمی دهد. دولت و ملت فرانسه در تاریخ معاصر، همواره پیشگام دفاع از آزادی، عدالت، حقوق بشر و دموکراسی بوده و در مقطع حساس کنونی نیز، از حقوق بشر در ایران پشتیبانی کرده و بی گمان هتاکی های روزنامه ی حکومتی کیهان به دلیل همین رویکرد انسانی دولت فرانسه و شخص رییس جمهوری و بانوی اول فرانسه است.

گاهی اندیشه ی بد است که الهام بخش اندیشه های خوب می شود و شاید کژاندیشی های امروزی حکام ایران موجب همدردی و همبستگی بیشتر جامعه های دیگر با انسان هایی شود که قربانی این کژاندیشی و بدرفتاری ها شده اند.

به امید روزی که کلیه ی انسان ها در جامعه های گوناگون، در صلح، عدالت، آزادی و با رعایت اصول اخلاقی نسبت به یکدیگر و در زیستی مسالمت آمیز به سر ببرند و طبق سنت دیرینه ی ما ایرانیان، هیچگاه شاهد اهانت به مقام بانوان در انظار عمومی نباشیم.

زندان رجایی شهر / شهریور ماه / 1389 خورشیدی


منصور اسانلو (فعال کارگری)، رسول بداقی (فعال صنفی معلمان)، مجید توکلی (فعال دانشجوی)، رضا رفیعی فروشان (فعال روزنامه نگاری)، حشمت اله طبرزدی (فعال سیاسی و روزنامه نگار)]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>بی‌خبری از وضعیت صفایی فراهانی در پی حمله قلبی و انتقال به بهداری زندان اوین</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bamdadkhabar.net/2010/09/post_4169/" />
   <id>tag:www.bamdadkhabar.net,2010://1.4760</id>
   
   <published>2010-09-03T10:53:18Z</published>
   <updated>2010-09-03T11:32:16Z</updated>
   
   <summary>بامدادخبر: از وضعیت محسن صفایی فراهانی، عضو ارشد حزب مشارکت که سه روز پیش در پی حمله‌ی قلبی در بند ۳۵۰ زندان اوین به بهداری این زندان منتقل شد، خبری در دست نیست. آن‌طور که کلمه گزارش داده، از سه روز پیش تاکنون و پس از انتقال صفایی فراهایی به بهداری، هم‌بندانش هیچ اطلاعی از وی ندارند و به شدت نگران سلامتش هستند. زندانیان این بند برای مطلع شدن از وضعیت صفایی فراهانی در این سه روز بارها به مسوولان بند ۳۵۰ از جمله بزرگ‌نیا رییس بند، مراجعه کرده‌اند اما مسوولان زندان از دادن هرگونه خبری درباره وی خودداری می‌کنند....</summary>
   
         <category term="News" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bamdadkhabar.net/">
      <![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
از وضعیت محسن صفایی فراهانی، عضو ارشد حزب مشارکت که سه روز پیش در پی حمله‌ی قلبی در بند ۳۵۰ زندان اوین به بهداری  این زندان منتقل شد، خبری در دست نیست.

آن‌طور که کلمه گزارش داده، از سه روز پیش تاکنون و پس از انتقال صفایی فراهایی به بهداری، هم‌بندانش هیچ اطلاعی از وی ندارند و به شدت نگران سلامتش هستند. زندانیان این بند برای مطلع شدن از وضعیت صفایی فراهانی در این سه روز بارها به مسوولان بند ۳۵۰ از جمله بزرگ‌نیا رییس بند، مراجعه کرده‌اند اما مسوولان زندان از دادن هرگونه خبری درباره وی خودداری می‌کنند.

محسن صفایی فراهانی، از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت است که روز سی‌ام دی‌ماه سال گذشته و پس از سپری کردن بیش از هفت ماه بازداشت در سلول‌های انفرادی و بسته‌ی زندان اوین، با تودیع وثیقه‌ی ۷۰۰ میلیون تومانی به مرخصی آمد. وی که به پنج سال حبس قطعی محکوم شده پس از انجام مصاحبه‌ای در مورد شکایت هفت فعال سیاسی از سردار مشفق و تیم نظامی‌-امنیتی کودتا در سپاه پاسداران، به زندان بازگردانده شد.]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>ملاقات ارژنگ داودی زندانی سیاسی با همسرش پس از ۵۲ روز اعتصاب غذا در زندان رجایی‌شهر</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bamdadkhabar.net/2010/09/post_4168/" />
   <id>tag:www.bamdadkhabar.net,2010://1.4759</id>
   
   <published>2010-09-03T10:30:46Z</published>
   <updated>2010-09-03T10:38:57Z</updated>
   
   <summary>بامدادخبر: پس از گذشت ۵۲ روز از اعتصاب غذای ارژنگ داودی، زندانی سیاسی در زندان رجایی‌شهر، همسر وی موفق شد با وی ملاقات کوتاهی داشته باشد. به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، این ملاقات در حالی انجام پذیرفت که «داودی با ویلچر به اتاق ملاقات آورده شد» و به گفته همسرش وضعیت جسمانی وی به قدری وخیم بوده که او «قادر به بازکردن چشمانش نبوده است.» ارژنگ داودی، در ملاقات امروز از «ضعف جسمانی، افت فشار و نداشتن تعادل در صحبت کردن» رنج می‌برده و این امر به شدت موجب نگرانی خانواده و دوستان وی شده است. ملاقات امروز در...</summary>
   
         <category term="News" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bamdadkhabar.net/">
      <![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
پس از گذشت ۵۲ روز از اعتصاب غذای ارژنگ داودی، زندانی سیاسی در زندان رجایی‌شهر، همسر وی موفق شد با وی ملاقات کوتاهی داشته باشد.

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، این ملاقات در حالی انجام پذیرفت که «داودی با ویلچر به اتاق ملاقات آورده شد» و به گفته همسرش وضعیت جسمانی وی به قدری وخیم بوده که او «قادر به بازکردن چشمانش نبوده است.»

ارژنگ داودی، در ملاقات امروز از «ضعف جسمانی، افت فشار و نداشتن تعادل در صحبت کردن» رنج می‌برده و این امر به شدت موجب نگرانی خانواده و دوستان وی شده است.

ملاقات امروز در حالی انجام شده که روز پنجشنبه، روز ملاقات مخصوص آقایان است و به نظر می‌رسد وضعیت جسمانی ارژنگ داودی آن‌قدر وخیم بوده که مسئولان زندان اجازه ملاقات به خانواده این زندانی سیاسی را داده‌اند.

علت اعتصاب غذای ارژنگ داودی، «مصادره منزل شخصی وی» بوده است. به گفته خانواده داودی، منزل شخصی آن‌ها توسط کارشناس یا بازجوی پرونده، مصادره شده است.]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>هم‌زمان با ادامه محاصره در روز قدس؛ اعلام آمادگی میرحسین موسوی برای حرکت به سمت منزل کروبی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bamdadkhabar.net/2010/09/post_4165/" />
   <id>tag:www.bamdadkhabar.net,2010://1.4756</id>
   
   <published>2010-09-03T09:14:40Z</published>
   <updated>2010-09-03T09:17:13Z</updated>
   
   <summary>از صبح روز جمعه، تعداد کثیری از نیروهای بسیجی و سپاهی با هدف جلوگیری از خروج مهدی کروبی از منزل برای شرکت در راهپیمایی روز قدس، با تجمع در مقابل درب منزل مهدی کروبی اقدام به برگزاری مراسم دعای زیارت عاشورا نمودند. از ظهر امروز و هم‌زمان با حضور عده‌ی زیادی موتورسوار، اندک نیروهای وظیفه انتظامی مستقر در مقابل ساختمان محل زندگی کروبی نیز محل را ترک کرده و اکنون منطقه در تصرف کامل نيروهای بسيج طرفدار رهبری و دولت است. در همین حال میرحسین موسوی در تماس با مهدی کروبی از آمادگی خود برای حرکت به سمت منزل وی خبر داد

در همین راستا حمله‌کنندگان با خیال آسوده و بدون هیچ‌گونه مانعی، از دیوارهای خانه بالا رفته‌اند و سیم تمام خطوط تلفن ساختمان محل سکونت مهدی کروبی را قطع کردند.</summary>
   
         <category term="News" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="News" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bamdadkhabar.net/">
      <![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
از صبح روز جمعه، تعداد کثیری از نیروهای بسیجی و سپاهی با هدف جلوگیری از خروج مهدی کروبی از منزل برای شرکت در راهپیمایی روز قدس، با تجمع در مقابل درب منزل مهدی کروبی اقدام به برگزاری مراسم دعای زیارت عاشورا نمودند.

این درحالی است که از ظهر امروز و هم‌زمان با حضور عده‌ی زیادی موتورسوار، اندک نیروهای وظیفه انتظامی مستقر در مقابل ساختمان محل زندگی کروبی نیز محل را ترک کرده و اکنون منطقه در تصرف کامل نيروهای بسيج طرفدار رهبری و دولت است.

در همین راستا حمله‌کنندگان با خیال آسوده و بدون هیچ‌گونه مانعی، از دیوارهای خانه بالا رفته‌اند و سیم تمام خطوط تلفن ساختمان محل سکونت مهدی کروبی را قطع کردند.

در همین حال ساعتی قبل (ظهر روز جمعه)، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در تماسی تلفنی با مهدی کروبی، اقدامات سخیف و نابخردانه‌ی جمعی مسلمان‌نما را محکوم کردند.

به گزارش سحام نیوز، میرحسین موسوی ضمن اعلام آمادگی برای حرکت به سمت منزل مهدی کروبی و حضور در کنار ایشان گفت: «متاسفانه این افراد چیزی از آبروی کشور باقی نگذاشته‌اند و وضع کشور را به این صورت درآورده‌اند.»

مهدی کروبی نیز ضمن تشکر از آقای موسوی به ایشان گفت: «شما خود در صف اول مبارزه ایستاده‌اید. آنچه که اکنون مهم است، دفاع از آزادی و حقوق بر حق مردم است.»

گفتنی است شب گذشته در حمله وحشیانه‌ی اوباش بسیجی و سپاهی به منزل مهدی کروبی خسارت‌های سنگینی وارد آمد. در پی این اقدام سرتیم محافظان کروبی نیز به شدت آسیب دید و در حالت اغما به بیمارستان منتقل گردید. در درگیری‌های شب گذشته میان محافظان کروبی و مهاجمان، دست‌کم چهار نفر از مهاجمان زخمی و به بیمارستان منتقل شدند.]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>بیانیه سازمان ادوار تحکیم در اعتراض به حمله اجیرشدگان حکومتی به منزل مهدی کروبی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bamdadkhabar.net/2010/09/post_4166/" />
   <id>tag:www.bamdadkhabar.net,2010://1.4757</id>
   
   <published>2010-09-03T08:55:25Z</published>
   <updated>2010-09-03T10:08:48Z</updated>
   
   <summary>بامدادخبر: سازمان ادوار تحکیم در اعتراض به حمله اجیرشدگان حکومتی به منزل مهدی کروبی برای جلوگیری از حضور وی در راهپیمایی روز قدس، بیانیه‌ای صادر کرد و این‌گونه رفتارها را نشانه‌ی آن دانست که «حاکمیت حیات و سرزندگی جنبش سبز را باور دارد» اما راهکاری که در پیش گرفته است همچون همیشه «باز کردن تمامی گره‌ها با دندان‌های تیز است راهی که به جایی نخواهد رسید.» متن کامل این بیانیه به نقل از ادوارنیوز به شرح زیر است: طبق آمار رسمي كشور ماه مبارك رمضان ماهي است كه ميزان ارتكاب جرم در جامعه كاهش مي يابد و اين به معني...</summary>
   
         <category term="News" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bamdadkhabar.net/">
      <![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
سازمان ادوار تحکیم در اعتراض به حمله اجیرشدگان حکومتی به منزل مهدی کروبی برای جلوگیری از حضور وی در راهپیمایی روز قدس، بیانیه‌ای صادر کرد و این‌گونه رفتارها را نشانه‌ی آن دانست که «حاکمیت حیات و سرزندگی جنبش سبز را باور دارد» اما راهکاری که در پیش گرفته است همچون همیشه «باز کردن تمامی گره‌ها با دندان‌های تیز است راهی که به جایی نخواهد رسید.»

متن کامل این بیانیه به نقل از ادوارنیوز به شرح زیر است:

طبق آمار رسمي كشور ماه مبارك رمضان  ماهي است كه ميزان ارتكاب جرم در جامعه كاهش مي يابد و اين به معني اينست كه خلافكاران نيز در اين ماه حرمتهايي را پاس مي دارند. اما با كمال تأسف بايد گفت كه ظاهراً اقتدارگرايان، اين گندم نمايان جو فروش برايشان ارزش هاي ديني و آييني نيز محلي از اعراب ندارد و اعمال مجرمانه شان در اين ماه عزيز نيز بنايي بر كم شدن ندارد.

اینکه حکومتی برای جلوگیری از حضور شخصیتی شناخته شده که سابقه انکارناپذیری در مبارزات پیش از انقلاب دارد و طعم تلخ زندان های رژیم گذشته را چشیده است، در راهپیمایی روز قدس، مزدوران لباس شخصی را به در منزل او بفرستند تا با ایجاد رعب و وحشت و الواط گری و هل من مبارز طلبی حضور او را ناممکن سازند، عمل مجرمانه  ای است که نمونه اش را در هیچ قوطی عطاری در هیچ کجای دنیا نمی توان یافت. به راستی چه کسی با چه حقی می تواند نه شخصیتی مبارز همچون کروبی که حتی یک انسان عادی را از حق حضور در برنامه ای که به طور قانونی در حال برگزاری است را سلب کند؟

بواقع جای بسی تأسف و دریغ است که حاصل خون هزاران انسان آزاده به بازیچه ای در دستان عده ای انسان بی خرد بدل شده است که به هیچ اصل و مرام اخلاقی و وجدانی پایبند نیستند. نظامی که برای استقرار عدالت و قانون شکل گرفته بود و روز قدسش بنا بود روز نفی انحصار طلبی و استبداد و حق کشی و تجاوز باشد، اکنون کلمه حق و قانون و عدالت و آزادی در آن مهجورترین کلماتند و سالیانی است در مسیری خلاف  این ارزشهای بنیادین گام بر می دارد. حکومتی که وظیفه اش حراست و حفاظت از امنیت مردمان است، وظیفه اش را محافظت از مشتی هتاک و اوباش مزد بگیر تعریف نموده است.

حکومتی که باید نخبگان را بر صدر نشاند، ایشان را در تنگنای سیاه چالها محبوس نموده است. حکومتی که باید احزاب را قدر نهد، اعضایشان را یک به یک در بند می نماید تا شاید خاموششان سازد و ...

به راستی اگر کودتاگران معتقدند که جنبش سبز تمام شده است و اینان از این به قول خودشان فتنه سربلند بیرون آمده اند، پس اینهمه واهمه و دستگیری و رزمایش خیابانی برای چیست؟ هراس از حضور یک انسان در راهپیمایی رسمی کشور ناشی از چیست؟ لشگر کشی به محل سکونت یک منتقد معتقد به نظام جمهوری اسلامی نشانه چه چیزی می تواند باشد؟ اینکه چند میلیون انسان معترض در خیابان های شهرمجال اعتراض یابند یا اینکه حکومتی به همان مقیاس و بلکه بیشتر نیروهای گارد و بسیج و غیره را برای سرکوب در خیابانها بگمارد، نتیجه منطقی اش چه تفاوتی می کند؟ نتیجه اش اکثریت بودن معترضین نیست؟

آیا حال و روز امروز کودتاچیان مصداق بارز این کلام فخر شاعر معنوی ایران مولانا نیست که:

که گفت که آن زنده جاوید بمرد
که گفت که آفتاب امید بمرد
آن دشمن خورشید بر آمد بر بام
دو چشم ببست و گفت خورشید بمرد

همه این حرکات نشانه ای است از اینکه حاکمیت حیات و سرزندگی جنبش سبز را باور دارد اما متاسفانه راهکاری که در پیش گرفته است همچون همیشه باز کردن تمامی گره ها با دندان های تیز است راهی که البته به جایی نخواهد رسید.

سازمان دانش  آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) به عنوان سازمانی که در انتخابات ریاست جمهوری از مهدی کروبی این شیخ شجاع اصلاحات حمایت نمود، ضمن اعتراض شدید به فاجعه تعرض چند باره به منزل مسکونی ایشان ،مداوماً اعلام می دارد که همچنان با تمام توان پشت در پشت ایشان و میر حسین موسوی رهبران جنبش سبز خواهد بود و همچنین مسؤولیت هرگونه تعرض به ایشان را مستقیماً متوجه صاحبان اصلی قدرت می داند و قاطعانه اعلام می کند که شرکت در راهپیمایی رسمی (و حتی غیر رسمی ) کشور حق طبیعی هر یک از شهروندان است و مطابق قانون اساسی هیچ شخص یا شخصیتی حق سلب آنرا ندارد.

سازمان ادوار تحكيم همچنين اميدي البته كم ثمر دارد كه ذره اي تعقل در مجموعه حاكميت فعلي وجود داشته باشد كه در شرايط دشوار داخلي و خارجي امروز كشور كه حاصل نابخردي هاي مسؤولان نامسؤول فعلي است، ظرفيت هاي باقي مانده براي آشتي و گفتگو با ملت را يك به يك و به ثمن بخس نابود نسازند كه پل هاي ويران شده، راهي مسدود براي بازگشت خواهند بود.

سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>میرحسین موسوی: با این اقدامات سیاه، راه نیل به آزادی را کوتاه‌تر می‌کنید</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bamdadkhabar.net/2010/09/post_4167/" />
   <id>tag:www.bamdadkhabar.net,2010://1.4758</id>
   
   <published>2010-09-03T08:55:07Z</published>
   <updated>2010-09-03T10:17:15Z</updated>
   
   <summary>بامدادخبر: به دنبال حمله‌ی مسلحانه، وحشیانه‌ و سازمان‌یافته‌ی اوباش حامی رهبری به منزل آقای کروبی، میرحسین موسوی در پیامی ضمن تقبیح این عمل، آن را نشان از «گم‌کردگی راه اقتدارگرایان» و همچنین «مقوم اراده‌ی مردم برای نیل به آزادی دانست.» به گزارش کلمه متن پیام موسوی به شرح زیر است: بسمه تعالی انا لله و انا الیه راجعون حمله اوباشان روسیاه به منزل حجت‌الاسلام والمسلمین کروبی یار شجاع مردم در شب قدر، نشان از ره‌گم‌کردگی اقتدارگرایان است. آنها با این اقدامات سازمان‌یافته که حدود ۵ روز است زیر نظر نیروهای انتظامی و امنیتی آغاز شده نشان دادند که اشغال قدس...</summary>
   
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bamdadkhabar.net/">
      <![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
به دنبال حمله‌ی مسلحانه، وحشیانه‌ و سازمان‌یافته‌ی اوباش حامی رهبری به منزل آقای کروبی، میرحسین موسوی در پیامی ضمن تقبیح این عمل، آن را نشان از «گم‌کردگی راه اقتدارگرایان» و همچنین «مقوم اراده‌ی مردم برای نیل به آزادی دانست.»

به گزارش کلمه متن پیام موسوی به شرح زیر است:

بسمه تعالی

انا لله و انا الیه راجعون

حمله اوباشان روسیاه به منزل حجت‌الاسلام والمسلمین کروبی یار شجاع مردم در شب قدر، نشان از ره‌گم‌کردگی اقتدارگرایان است. آنها با این اقدامات سازمان‌یافته که حدود ۵ روز است زیر نظر نیروهای انتظامی و امنیتی آغاز شده نشان دادند که اشغال قدس شریف و دشمنی با اسراییل بهانه است؛ دشمن واقعی اقتدارگرایان کروبی و شخصیت‌های امثال او و سایر آزادی‌خواهان است. همانطور که در ۲۲ بهمن نشان داده شد که مقصد اقتدارگرایان نه جشن پیروزی انقلاب بلکه مراسمی برای چنگ و دندان نشان دادن به آزادی‌خواهان و ملت سبز ایران است.

فاجعه حمله به منزل جناب اقای کروبی که به دنبال حمله به منازل مراجع عالیقدر در قم و شیراز صورت می‌گیرد بهترین نشان خوف اقتدارگرایان از جنبش مردمی و نیز بهترین دلیل برای ابزاری شدن همه‌ی شعارها و مراسم و مناسک اسلامی و انقلاب است طرفه آنکه از سوی سازمان‌دهندگان این اقدامات مفتضحانه، سال و روز هم برای پایان عمر ظلم اسراییل اعلام می‌شود. ما می‌گوییم شما با این اقدامات سیاه و نفرت برانگیز، اراده معطوف به آزادی مردم را نمی‌توانید سد کنید بلکه راه نیل به آزادی را برای آزادی‌خواهان کوتاه‌تر می‌کنید.


میرحسین موسوی]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>حمله اوباش مسلح به منزل مهدی کروبی | سرتیم محافظان کروبی در کما | کروبی: تا آخر ایستاده‌ام</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bamdadkhabar.net/2010/09/post_4164/" />
   <id>tag:www.bamdadkhabar.net,2010://1.4755</id>
   
   <published>2010-09-02T20:12:38Z</published>
   <updated>2010-09-02T21:02:10Z</updated>
   
   <summary>اوباش حامی رهبری جمهوری اسلامی، از نخستین ساعات پنج‌شنبه شب، به ساختمان محل زندگی مهدی کروبی حمله کردند و با تیراندازی به سوی خانه و به آتش کشیدن ورودی مجتمع، به دنبال هجوم به داخل خانه بودند که با مقاومت محافظان آقای کروبی در این امر ناموفق ماندند. حسین کروبی به رادیو فردا گفت که محافظان آقای کروبی آنها را به «رگبار» بستند؛ فاطمه کروبی همسر مهدی کروبی نیز در گفتگویی جداگانه با بی‌بی‌سی فارسی گفت که اوباش بسیجی به قصد به شهادت رساندن آقای کروبی و با برنامه‌ریزی قبلی وارد ساختمان شده بودند که با مقاومت محافظان روبه‌رو شدند. به گفته‌ی خانم کروبی، تمام فضای ساختمان مملو از گار اشک‌آور شده است</summary>
   
         <category term="News" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bamdadkhabar.net/">
      <![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
اوباش حامی رهبری جمهوری اسلامی، از نخستین ساعات پنج‌شنبه شب، به ساختمان محل زندگی مهدی کروبی حمله کردند و با تیراندازی به سوی خانه و به آتش کشیدن ورودی مجتمع، به دنبال هجوم به داخل خانه بودند که با مقاومت محافظان آقای کروبی در این امر ناموفق ماندند.

بر اساس آخرین خبر ی که وبسایت سحام‌نیوز منتشر کرده، از دقایقی قبل با استقرار نیروهای یگان ویژه، افراد مهاجم اقدام به عقب‌نشینی کردند. در حال حاضر این افراد در ابتدای کوچه مستقر شدند و در حال برگزاری مراسم احیاء هستند.

این وبسایت خبر داده که «مهدی کروبی در کمال صحت و سلامت قرار دارد و این اقدام را در این شب مبارک بی خردی و جهل دینی نامیده است.»

حسین کروبی ساعتی قبل‌تر در این باره به رادیو فردا گفت: «منزل کاملا محاصره است؛ محله ما شباهت کامل هم به صحرای کربلا و هم به فلسطین اشغالی دارد؛ خانه کاملا محاصره است. به سمت خانه تیراندازی مستقیم کردند؛ محافظان هم در قبالشان تیراندازی کردند. همه شیشه‌های ساختمان را خرد کردند؛ همه چراغ‌های کوچک کوچه را با تفنگ زدند و خاموش و قطع کردند؛ ظاهرا چند نفر هم مجروح شده‌اند و آمبولانس آنها را برده است. مهاجمان در اقدامی دیگر لوله‌های انتقال آب را تخریب کردند و موجب قطع آب شده‌اند.»

وی افزود: «خیلی وضعیت الان آشفته است و حمله‌کنندگان مرتب شعار می‌دهند و رمز حمله‌شان هم لبیک یا خامنه‌ای بود.»

فرزند مهدی کروبی در ادامه به رادیو فردا گفت که محافظان آقای کروبی متجاوزان به ساختمان را به «رگبار» بستند؛ به گفته حسین کروبی در نتیجه این اقدام مهاجمان بود که احتمالا چند نفر زخمی شده‌اند.

حسین کروبی که از منزل مهدی کروبی با رادیو فردا گفت‌وگو می‌کرد، در پاسخ به این پرسش که حال خانواده کروبی چگونه است گفت که مهدی کروبی در حال خواندن قرآن است و فاطمه کروبی نیز در کنار عروس‌ها و پسرهایش است.

حسین کروبی با اشاره به این شرایط، خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی گفت: «شما که خود را با امیرالمومنین یکی می‌کنید، آیا این شیوه امیرالمومنین است؛  وقتی در یک گوشه شهر خلخال زن یهودی را دزدیدند حضرت علی این گونه حساسیت نشان داد؛ آیا این سیره علی علیه‌السلام است که شما با یک شخصی درگیر هستید ریخته‌اید به خانه یک پیرمرد ۷۳ ساله و  خانه‌اش را محاصره و به آتش کشیدید.»

حسین کروبی در ادامه تاکید کرد که خانواده تا آخر در کنار مهدی کروبی باقی خواهد ماند و خانه را ترک نخواهند کرد.

حسین کروبی گفت: «این کار وحشیانه را فقط یزید با امام حسین کرد و به زن‌ و بچه او حمله کرد.»

حسین کروبی همچنین به رادیو فردا گفت که سرتیم محافظان مهدی کروبی که قصد داشت با مهاجمان گفت‌وگو کند، توسط آنها  مورد ضرب وشتم قرار گرفت و بیهوش شد که در پی آن به بیمارستان منتقل شده است.

هنگام گفت‌وگوی حسین کروبی، صدای مهاجمان به وضوح به گوش می‌رسید.

فاطمه کروبی همسر مهدی کروبی نیز در گفتگویی جداگانه با بی‌بی‌سی فارسی گفت که اوباش بسیجی به قصد به شهادت رساندن آقای کروبی و با برنامه‌ریزی قبلی وارد ساختمان شده بودند که با مقاومت محافظان روبه‌رو شدند. به گفته‌ی خانم کروبی، تمام فضای ساختمان مملو از گار اشک‌آور شده است.


<strong>پیام مهدی کروبی به مردم: تا آخر ایستاده‌ام</strong>

دقایقی قبل مهدی کروبی در پیامی از مردم خواست تا امشب از حضور در اطراف منزل ایشان به شدت خودداری کنند.

به گزارش خبرنگار سحام نیوز مهدی کروبی در این پیام کوتاه بر حفظ جان و امنیت مردم تاکید کرده و از آنان درخواست نمود که امشب از حرکت به سمت منزل ایشان خودداری کنند. ایشان همچنین از همه همسایگان و عزیزانی که دراین پنج شب مورد آزار و اذیت قرار گرفتند پوزش خواسته و طلب بخشش نمودند.

مهدی کروبی در همین راستا به خبرنگار ما گفت: دراین شب مبارک، آنچه را که خداوند برایم مقدر کرده باشد با تمام وجود پذیرایم و تا آخرین لحظه از حقوق مردم کوتاه نخواهم آمد.

ایشان همچین در پی تاکید محافظان و اطرافیان حاضر به ترک ساختمان نشدند و گفتند که تا آخر ایستاده‌ام.]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>نامه جعفر پناهی به فستیوال فیلم ونیز: آزاد نيستم که از کشورم خارج شوم</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bamdadkhabar.net/2010/09/post_4163/" />
   <id>tag:www.bamdadkhabar.net,2010://1.4754</id>
   
   <published>2010-09-02T12:56:38Z</published>
   <updated>2010-09-02T13:22:54Z</updated>
   
   <summary>بامدادخبر: جعفر پناهی، کارگردان سرشناس سينما، روز چهارشنبه در بیانیه‌ای گفته است که از خروج وی از ايران برای شرکت در فستيوال فيلم ونيز، جلوگيری شده است. این بیانیه قبل ازنمایش فيلم کوتاه «آکاردئون» ساخته جعفر پناهی در فستيوال ونيز قرائت شده است. به گزارش رويترز، جعفر پناهی در این بیانیه خطاب به «فستيوال ونيز» تصريح کرده است که طی پنج سال گذشته ساخت فيلم‌های او به طور رسمی ممنوع شده است. آقای پناهی نوشته است: «به رغم آزادی (از زندان)، من همچنان آزاد نيستم که از کشور خارج شده و در فستيوال‌های فيلم شرکت کنم». جعفر پناهی اضافه کرده...</summary>
   
         <category term="Civil Society" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="News" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bamdadkhabar.net/">
      <![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
جعفر پناهی، کارگردان سرشناس سينما، روز چهارشنبه در بیانیه‌ای گفته است که از خروج وی از ايران برای شرکت در فستيوال فيلم ونيز، جلوگيری شده است. 

این بیانیه قبل ازنمایش فيلم کوتاه «آکاردئون» ساخته جعفر پناهی در فستيوال ونيز  قرائت شده است.

به گزارش رويترز، جعفر پناهی در این بیانیه خطاب به «فستيوال ونيز» تصريح کرده است که طی پنج سال گذشته ساخت فيلم‌های او به طور رسمی ممنوع شده است.

آقای پناهی نوشته است: «به رغم آزادی (از زندان)، من همچنان آزاد نيستم که از کشور خارج شده و در فستيوال‌های فيلم شرکت کنم».

جعفر پناهی اضافه کرده است: «وقتی به يک فيلمساز اجازه داده نمی شود که فيلم بسازد، به مثابه اين است که فکر او همچنان در زندان است. ممکن است او در سلول کوچکی در حبس نباشد، بلکه او در زندان بسيار بزرگتری سرگردان است.»

جعفر پناهی در بخشی از نامه خود از تلاش‌های سينماگران در حمايت از آزادی وی، به ويژه در جريان فستيوال کن، تشکر کرده است.

جعفر پناهی گفته است: «فکر می‌کنم همه اين حمايت‌ها از طرف کسانی بود که به سينما و آزادی بيان فيلمساز اعتقاد راسخ داشتند. اميدوار باشيم که روزی همه دولت‌ها در جهان نيز به چنين باوری برسند.»

قرار بود که همزمان با نمايش فيلم «آکاردئون» جعفر پناهی جعفر پناهی نيز در ونيز حضور داشته باشد.

جورجيو جوزتی، نماينده ارشد بخش «روز مؤلفان» جشنواره ونیز ، پیشتر در مورد حضور پناهی در جشنواره گفته بود: «عميقاً اميدوارم که آقای پناهی بتواند در ونيز در کنار ما باشد تا ۱۰ سال پس از زمانی که به خاطر فيلم دايره برنده شير طلايی شد، به حق و کمال از جانب آنانی که به سينما عشق می‌ورزند، مورد تحسين واقع شود».

«آکاردئون» بخش مختصری از فيلم بلند در دست ساخت آقای پناهی به نام «آنگاه و اکنون؛ ورای مرز‌ها و تفاوت‌ها» است که بر اساس اصل ۱۸ اعلاميه جهانی حقوق بشر که آزادی انديشه، فکر و مذهب را حق هر فرد می‌داند، ساخته شده است.

جعفر پناهی در «آکاردئون» دو نوازنده دوره‌گرد در تهران را به تصوير می‌کشد که بر حسب اتفاق آکاردئون خود را گم می‌کنند. جعفر پناهی مهرماه سال ۸۸ قرار بود به پاریس سفرکند اما از خروج او از ايران جلوگيری و گذرنامه وی توقیف شد.

جعفر پناهی برنده شير طلايی جشنواره ونيز سال ۲۰۰۰، دهم اسفندماه سال گذشته در منزلش در تهران بازداشت و پس از ۸۸ روز بازداشت در زندان اوين، با قرار وثیقه دویست میلیون تومانی آزاد شد.

بازداشت این کارگردان سرشناس، اعتراض‌های گسترده‌ای را در داخل و خارج از ايران به دنبال داشت.


منبع: رادیوفردا]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>مردم از خــود می پرسند…</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bamdadkhabar.net/2010/09/post_4162/" />
   <id>tag:www.bamdadkhabar.net,2010://1.4753</id>
   
   <published>2010-09-02T12:20:48Z</published>
   <updated>2010-09-02T12:48:50Z</updated>
   
   <summary>این روزها مردم ما در با شکوه‌ترین و زیباترین میهمانی‌های هستی و نورانی‌ترین ماه سال حضور دارند. ماهی که نزول آیات و برکات آسمانی در آن صورت گرفته و می‌گیرد. شبهایی که‌انوار تجلیات شب قدر آن بر جان و دل یکایک بندگان خالق بی‌همتا نور افشانی می‌کند. شبهایی که درآن به مرور کارنامه خود فراخوانده شده‌ایم. هنگامه‌ای برای پرسش از آنچه کرده‌ایم. رستاخیزی کوچک و معاصر در محشر بزرگ قلب‌های‌مان و در پیشگاه عدالت وجدان‌های‌مان. دامنه ‌این پرسشها نه تنها گشوده به عرصه خصوصی و زندگی فردی است، که به عرصه حیات اجتماعی فرا می‌رود. مگر نه آنکه ما عضوی...</summary>
   
         <category term="Article" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="Article" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bamdadkhabar.net/">
      این روزها مردم ما در با شکوه‌ترین و زیباترین میهمانی‌های هستی و نورانی‌ترین ماه سال حضور دارند. ماهی که نزول آیات و برکات آسمانی در آن صورت گرفته و می‌گیرد. شبهایی که‌انوار تجلیات شب قدر آن بر جان و دل یکایک بندگان خالق بی‌همتا نور افشانی می‌کند. شبهایی که درآن به مرور کارنامه خود فراخوانده شده‌ایم. هنگامه‌ای برای پرسش از آنچه کرده‌ایم. رستاخیزی کوچک و معاصر در محشر بزرگ قلب‌های‌مان و در پیشگاه عدالت وجدان‌های‌مان. دامنه ‌این پرسشها نه تنها گشوده به عرصه خصوصی و زندگی فردی است، که به عرصه حیات اجتماعی فرا می‌رود. مگر نه آنکه ما عضوی از جامعه و کنشگری در عرصه عمومی‌ هستیم؟

امروز در جامعه ‌ایرانی به تبع آنچه در بیش از یکسال گذشته ‌اتفاق افتاده مردم بیشتر از هر زمانی با پرسش‌های تعیین‌کننده و حساس درباره خود و جامعه‌ای که بدان تعلق دارند روبرو هستند.

در این شب‌های قدر؛ مردم از خود می‌پرسند قیام آنان به عنوان شهروندان، برای برپایی جامعه‌ای که در آن کرامت انسانی پاس داشته شود و زمینه رشد و شکوفایی استعدادهای خدادادشان فراهم آید و قدم‌های روشن برای بهروزی آنان و جامعه برداشته شود، به کجا رسید. به راستی آنها تا چه ‌اندازه به خواست‌های بر حق‌شان یعنی استقلال، آزادی، عدالت و پیشرفت نزدیک گشته‌اند.

مردم ما از خود می‌پرسند که‌ استقلال سیاسی که ‌ارمغان قیام و نثار خون‌های بسیار بوده ‌است تا چه‌ اندازه به عزت و اقتدار و سرفرازی و استقلال اقتصادی کشورمان در جهان و منطقه ‌انجامیده ‌است؟

می‌پرسند آیا ما امید تحقق آنچه را که در بند یک سند چشم‌انداز بیست ساله آمده است به باد نداده‌ایم و آیا مدیریت غلط و ماجراجویی‌های نابخردانه و دشمن‌تراشی‌های بیهوده در عرصه روابط خارجی، میراث گذشته پرافتخار ما را به باد نداده ‌است؟ چه مانعی باعث شده که نظام نتواند از دستاوردهای سترگ مدیران فداکار و دانشمندان و متخصصان و مدافعان منافع ملی استفاده کند. و آیا می‌توان از سیاست خارجی که تنها در صداوسیما و رسانه‌های مشخص دولتی، پرهیبت و بااقتدار جلوه می‌کند و چهره ترحم‌انگیز آن را حتی درهای بسته گفتگوهای بی‌ثمر و ذلت‌بار نمی‌تواند پنهان کنند جز این انتظاری داشت؟ مردم ما به حق نگران حرکات خام دولت‌مردانی فاقد حمایت مردمی‌ هستند، یعنی بی‌بهره ‌از گرانبهاترین سرمایه و پشتوانه ما در تعاملات خارجی در طول دو دهه گذشته. و نگران از آنکه بی‌بهرگان از اعتماد ملی در پشت سر ملت، چوب حراج بر منافع ملی بزنند و سرزمینی سوخته در پشت سر خود بر جای گذارند.

مردم از خود می‌پرسند چه میزان از آزادی‌هایی که در پس قرن‌ها اختناق و استبداد با نثار فداکاری‌ها و تحمل مشقتهای بی‌شمار به دست آمد و پاس‌داشت آنها در جای جای قانون اساسی مورد تاکید قرار گرفته باقی مانده ‌است. و باز مردم می‌پرسند تا چه‌ اندازه در جامعه‌ای که در آن قلم‌ها شکسته و دهان‌ها بسته و روزنامه‌نگاران و فرهیختگان و استادان و معلمان و کارگران و زنان و مردان در پشت میله‌های زندان هستند و هرگونه ‌انتقاد و اعتراض، توطئه هم‌داستانی با دشمن‌های خودساخته خوانده می‌شود و هر گامی ‌برای احقاق حق، فتنه نامیده می‌شود، بحث از حقوق ملت و کرامت انسانی و آزادی‌ها موضوعیت دارد. با چمن‌کاری میدان آزادی و اینکه بگوییم مردم ایران از بیشترین آزادی‌ها برخوردار هستند طعم تلخ دیکتاتوری در دهان شیرین نمی‌شود. مردم سوال می‌کنند که بدون ترس از زندانی شدن تا کجا می‌توانند از صاحبان قدرت سوال کنند.

مردم در شب‌های شهادت حضرت علی علیه‌السلام از خود می‌پرسند تا چه ‌اندازه در زندگی‌شان از عدالت اجتماعی و اقتصادی و عدالت قضایی و حقوقی و عدالت اداری و استخدامی ‌برخوردار شده‌اند؟ آیا در محاکم و دعاوی در پناه قانون هستند، یا قربانی اعمال نفوذ مراکز قدرتی می‌شوند که پایبندی به هیچ قانونی را بر نمی‌تابند؟ آیا بسیج و نیروهای نظامی ‌و امنیتی و انتظامی ‌از مال و جان و آبرو و حقوق آنان دفاع می‌کنند یا از مکانت و مکنت و قدرت زورمداران؟

مردم می‌پرسند آیا سفره آنان امروز رنگین‌تر از دیروز است و یا حاصل وعده دروغین آوردن نفت بر سر سفره‌هاشان کوچکتر شدن این سفره‌ها و تحلیل رفتن لوازم رفاه در زندگی آنان بوده ‌است؟

آنها سوگمندانه می‌پرسند و می‌پرسند کجا رفت آن حقوق شهروندی فارغ از هرگونه باور دینی و پیروی از هر مرام و مسلک، درحالی‌که چوب تکفیر و تفسیق از سوی محافل قدرت به بهانه دگراندیشی علیه همه متفکران و فرهیختگان بلند شده ‌است؛ تا آنجا که وزیر دولت دانشگاه را به «باخاک یکسان کردن» تهدید می‌کند و نجوای عاشقانه ربنای یک هنرمند به علت کرنش نکردن در مقابل یال و کوپال داران از سر سفره ‌افطار مومنان قطع می‌شود.

مردم ما از خود می‌پرسند تا چه‌ اندازه به آرزوهای دیرینه‌شان برای نیل به پیشرفت ایران نزدیک شده‌اند. آیا سرمایه‌های تجدیدناپذیر در راه گسترش و تقویت زیرساخت‌های یک اقتصاد مولد و شکوفا هزینه شده ‌است؟ و این پرسش مدام تکرار می‌شود کجا رفت بیش از چهارصد میلیارد دلار نفتی در سالیان اخیر…

آنها می‌پرسند حاصل نظامی‌گری در عرصه تولید، توزیع و خدمات کشور آیا جز پدید آمدن قطب‌های اقتصادی انحصارگر، ناکارآمد و زیان‌ده و نیز نحیف شدن روزافزون بخش خصوصی و تعاونی بوده؟ آیا خصوصی‌سازی‌های نمایشی جز به‌ اختصاصی‌سازی بنگاه‌ها و فعالیت‌های اقتصادی انجامیده ‌است؟ آیا سیاست‌هایی که در دانشگاه‌ها، به ویژه در قبال علوم انسانی، اتخاذ شده ‌است جز به پادگانی‌سازی مراکز علم‌آموزی منتهی شده ‌است؟

و باز هم این مردم هستند که می‌پرسند آیا آنچه با آموزگاران، دبیران و مدیران باتجربه‌ای که تنها گناه‌شان مخالفت با سیاست‌های نسنجیده دولت در حوزه تعلیم و تربیت است می‌شود ما را به توسعه علمی‌ پایدار خواهد رساند؟ آیا واردات بی‌رویه کالا، کمر صنعت ملی را نشکسته ‌است؟ چه کسانی و چه باندهایی از این سیاستها آن هم زیر لوای مبارزه با فساد دولتیان سود می‌برند؟ مگر سیاستگذاری‌های بی برنامه دولت در حوزه کشاورزی، باغداری، دامداری و شیلات، روستاییان ما را در دل نگرانی مستمر نسبت به آینده خود قرار نداده ‌است؟ آیا اگر اکثریت مردم ایران مواجب‌بگیر کمیته ‌امداد یا مراکز مشابه شوند، به آرمان جامعه پیشرفته دست یافته‌ایم؟

این پرسش‌ها و صدها پرسش مانند آن، دغدغه آحاد مردمان ایران عزیز شده‌ است و تبلیغات دروغین در پایین آمدن نرخ تورم، نمایش‌های پرهزینه برای نشان دادن حمایت مردم از دولت، سخنرانی‌های پرهیاهو برای موفق نشان دادن سیاست‌های دولتمردان، اصرار مکرر در نشان دادن خاموشی صدای اعتراض و انتقاد مردم، آنچنان نخ‌نما و بی‌فایده شده که گویی استفاده پرتکرار از این ابزارها تنها برای تسلی دل حاکمان است که صورت می‌پذیرد. و باید هم همین باشد چرا که چشم‌های مست از قدرت و تفرعن نمی‌توانند پوستر &quot;دروغ ممنوع&quot; را ببینند چه رسد اثرات آن را در هدف‌گذاری‌ها و سیاستها و اجرا.

در این شبها، ای کاش حاکمان بیش از هر چیز به شکاف عمیق بی‌اعتمادی بین خود و مردم می‌اندیشیدند و عمق فاجعه‌ای که‌ اتفاق افتاده را درک می‌کردند. اگر چنین بود، فرصت باقی‌مانده را غنیمت می‌شمردند و در این ماه توبه و مغفرت، از ظلمی‌که بر مردم روا داشته‌اند به درگاه پروردگار و مردم دست طلب آمرزش بلند می‌کردند.

کاش به جای درخواست‌های مکرر از بازیگران صحنه بین‌المللی، یکبار هم که شده‌ از مردم خویش می‌خواستند که فرصت جبران تمامی‌ ستم‌ها و جفاهایی را که بر مردم روا داشته‌اند به آنها بدهند.

کاش درهای زندان‌هایی که آزادزنان و آزادمردان دل‌سوز این آب و خاک را در آن به بند کشیده باز می‌کردند و از آنان درخواست می‌کردند که آنها را در نجات یافتن از وضعیت مخاطره‌آمیزی که در آن قرار دارند یاری دهند. مردم با زبان حال و قال می‌گویند اینقدر در هر مناسبتی که به بن‌بست بر می‌خورید دشمن دشمن نکنید و همه مصیبت‌ها را به دشمنان خودساخته و موهوم نسبت ندهید. دشمن واقعی در درون شماست وگرنه وقتی به فریاد آزادی‌خواهی و مطالبه حاکمیت مردم بر سرنوشت خود در دانشگاه‌ها بر می‌خوردید، نمی‌گفتید که دانشگاهای مخالف تفرعن را با خاک یکسان می‌کنید. گیرم دانشگاه‌ها را ویران کردید، با ملتی تشنه آزادی و فضیلت و عدالت چه می‌کنید؟

مردم می‌گویند کاش به جای مهندسی فرهنگ و دانشگاه‌ها بار دیگر پشتوانه عظیم مردمی ‌را که روزگاری دولت‌مردان ما به هنگام نشستن پشت میز مذاکره همراه خود داشتند به دست می‌آوردید، تا می‌توانستید با عزت و اقتدار، از منافع ملی و بین‌المللی این سرزمین جانانه دفاع کنید.

ای کاش به جای دست و پا زدن برای توجیه مهاجرت بی‌سابقه سرمایه‌های انسانی، دست از مهندسی‌های بی فرجام نیروی علمی‌ و کار کشور بر می‌داشتید و از این بزرگترین و ماندگارترین سرمایه کشور بهترین بهره‌ها را برای پیشرفت و توسعه‌ این سرزمین محنت‌زده می‌گرفتید. شاید هنوز هم راه بازگشت باز باشد. انتخاباتی آزاد برگزار کنید و حق مردم در تعیین سرنوشت خود را به راستی به رسمیت بشناسید. و بدانید که حق تعیین سرنوشت تجلی کرامت انسانی است. شرکت در انتخابات یک حق است و بر گزاری انتخابات آزاد و غیرگزینشی تکلیف حکومت است.

از مردم بپرسید آنها به شما خواهند گفت زندانیان حوادث پس از انتخابات را آزاد و به جای آن، عاملان و آمران فجایع شوم را مجازات کنید و با باز کردن درهای زندان، خود را از چرخه پایان‌ناپذیر و مضمحل‌کننده به کارگیری خشونت و ستم بیشتر آزاد نمایید. راه و رسم سخن گفتن‌تان را با مردم، دگرگون و صداقت و شفافیت را جای‌گزین دروغ و تزویر کنید. با مردم خود آشتی کنید و از پشتوانه آنها عزت کسب کنید، تا مجبور نشوید در مناسبات خارجی خود تن به ذلت دهید.

اسلام رحمانی را به جای اسلام متحجرین تشنه قدرت بنشانید، همکاری و همدلی و اتحاد مبتنی بر اجماع ملی را بر استفاده ‌از زر و زور و تزویر ترجیح دهید، آنگاه خواهید دید که همین مردم ستم‌دیده ‌از شما، آماده بخشش شما خواهد بود و با بزرگ‌منشی، که‌ از ویژگی‌های تاریخی ایرانیان است، به شما فرصت جبران همه جفاهایی را که در حق آنها کرده‌اید خواهند داد. در غیر این صورت، مردم شما را تنها خواهند گذاشت و سرانجام همه حکومت‌های خودکامه‌ای که ملت‌شان آنها را تنها گذاشت، در انتظارتان خواهد بود.

و سخن آخر این همراه کوچک جنبش سبز، با دیگر همراهان پایدار و مقاوم در سراسر ایران عزیز است. دوستان همراه، نوجوانان، جوانان و سالمندان، زنان و مردان حق‌طلب، روستاییان و شهرنشینان غیور، در هر کجای این سرزمین پرعظمت که زندگی می‌کنیم چاره‌ای جز صبر و استقامت در راه‌ احقاق حق نداریم و باید شعله‌های آگاهی را در ظلمت ناپایداری که ‌این روزها بر میهن‌مان سایه ‌افکنده ‌است زنده نگه داریم و به یاد داشته باشیم که در شرایط کنونی، بسیاری از هم‌وطنان ما با چهره‌های زشت و توان‌فرسای فقر و تنگدستی در زندگی مواجه هستند. بسیاری از همسایگان ما شب را با دل نگرانی نسبت به فردا سپری می‌کنند. چه بسیار که در پرداخت هزینه‌های درمانی فرزندان‌شان درمانده‌اند. چه بسیار که خودفروشی و اعتیاد، خانمان‌شان را بر باد داده ‌است. و بی‌شک وظیفه همه ماست که دست درماندگان را بگیریم، در سفره‌های‌مان با آنها شریک شویم، سنت دیرینه‌ ایرانی در اطعام و نذورات و انفاق را زنده نگه داریم، جلوه‌های زیبای اسلام رحمانی را به نمایش بگذاریم و از حال و روز یکدیگر باخبر شویم. مگر نه ‌این است که پیشوای پنجم ما به جابر فرمود که شیعیان ما شناخته نمی‌شوند مگر به تواضع، خشوع در برابر خداوند، امانت و درست‌کاری، به یاد خدا بودن، روزه و نماز، نیکوکاری نسبت به پدر و مادر، رسیدگی به همسایگان فقیر و بیچاره و ورشکسته و یتیم، راستگویی، قرآن خواندن، بدگویی نکردن به مردم، و درباره مردم سخن نگفتن مگر به نیکی؟ و مگر نه‌ این است که‌ اینها پایه‌ها و مغز دینداری در همه‌ ادیان الهی است؟ از بزرگداشت خانواده‌های شهدای انقلاب، جنگ و حوادث پس از انتخابات غفلت نورزیم، و به یاد داشته باشیم که تعیین‌کننده سرنوشت این ملت، نه بازی‌گران منفعت‌جوی سیاست‌ورزی رسمی، که ظهور ملتی است که مدنیت پاینده و عزم راسخ خود را برای حق‌خواهی و تحول برای آینده‌ای بهتر در راهپیمایی عظیم مردمی‌ ۲۵ خرداد سال گذشته، به نمایش گذاشت. اعتماد به مدنیت، همچون لنگری است که ‌این ملت را در طول بحران‌ها و توفان‌های سهمگین، پابرجا نگه داشته ‌است و به‌ اتکای آن، پرچم هویت دینی-ملی خویش را از گزند تندبادهای حوادث، مصون و پراهتزاز نگاه خواهد داشت.
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>یک روز مانده به روز قدس: چهره‌ی تهران نظامی شد | اختلال گسترده در سیستم اینترنت کشور</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bamdadkhabar.net/2010/09/post_4161/" />
   <id>tag:www.bamdadkhabar.net,2010://1.4752</id>
   
   <published>2010-09-02T11:01:44Z</published>
   <updated>2010-09-02T11:42:46Z</updated>
   
   <summary>در آستانه‌ی روز قدس، خیابان‌ها و میدان‌های اصلی شهر تهران به ویژه در مسیرهای راهپیمایی روز جمعه، مملو از نیروهای یگان ویژه و سپاهی شده است. هم‌زمان از شب گذشته (چهارشنبه) اختلال در سیستم اینترنت کشور دسترسی به سرویس‌های گوگل ریدر، جی میل، یاهو میل را غیرممکن ساخته و بیشتر پورت‌های مربوط به فیلتر‌شکن‌ها و سرویس‌های وی پی ان نیز از سوی مخابرات بسته شده است</summary>
   
         <category term="News" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bamdadkhabar.net/">
      <![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
در آستانه‌ی روز قدس، خیابان‌ها و میدان‌های اصلی شهر تهران به ویژه در مسیرهای راهپیمایی روز جمعه، مملو از نیروهای یگان ویژه و سپاهی شده است. هم‌زمان از شب گذشته (چهارشنبه) اختلال در سیستم اینترنت کشور دسترسی به سرویس‌های گوگل ریدر، جی میل، یاهو میل را غیرممکن ساخته و بیشتر پورت‌های مربوط به فیلتر‌شکن‌ها و سرویس‌های وی پی ان نیز از سوی مخابرات بسته شده است.

بر اساس گزارش‌های رسیده از سطح شهر تهران، نیروی انتظامی تهران از صبح روز پنج‌شنبه، عملیاتی را با عنوان «طرح مهار در تهران» برای آمادگی در روز قدس با حضور گسترده ماموران به اجرا گذاشته که چهره‌ی تهران را به شدت نظامی کرده است. مردم تهران در میدان‌های انقلاب، جمهوری، ولی‌عصر و خیابان‌های منتهی به آنها بیشترین حضور نیروهای یگان ویژه را شاهد بوده‌اند.

در همین حال، حسین ساجدی نیا، فرمانده نیروی انتظامی تهران به خبرگزاری‌های ایران گفته است که هر سه ماه، تمرینی عملیاتی به منظور « ایجاد تعامل بین نیروی های تخصصی پلیس" اجرا می شود و پنج شنبه صبح هم نیروهای عملیاتی در نقاط حساس تهران مستقر شدند تا به مقابله و برخورد با جرائم بپردازند. او افزوده در ماه رمضان این طرح چهار بار اجرا شده و فردا، در روز قدس هم نیروهای انتظامی در تمام نقاط حساس شهر حضور خواهند داشت تا مانع بروز کوچکترین مشکل شوند.

]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>خبر فوری: حمله‌ی شبانه اراذل و اوباش حامی رهبری به منزل مهدی کروبی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bamdadkhabar.net/2010/09/post_4160/" />
   <id>tag:www.bamdadkhabar.net,2010://1.4751</id>
   
   <published>2010-09-01T21:22:16Z</published>
   <updated>2010-09-01T21:44:11Z</updated>
   
   <summary>دقایقی قبل (نیمه‌شب چهارشنبه) منزل مهدی کروبی مورد حمله وحشیانه اراذل و اوباش بسیجی قرار گرفت. به گزارش خبرنگار سحام‌نیوز، از ساعت ۱۰ شب تعداد کثیری از اراذل و اوباش بسیجی در اقدامی هماهنگ و از قبل برنامه‌ریزی شده اقدام به تجمع در جلوی ساختمان محل سکونت مهدی کروبی نمودند. این افراد که وابسته به قرارگاه شهید محلاتی هستند با سر دادن شعارهایی همچون &quot;وای اگر خامنه‌ای حکم جهادم دهد و …&quot; &quot;امریکا- کروبی- پیوندتان مبارک&quot; و پرتاب سنگ و اشیاء مختلف به سمت ساختمان مسکونی، موجب بر هم زدن آسایش مردم منطقه شدند. این در حالی است که این افراد همچون سه شب گذشته با به همراه داشتن سلاح‌های گرم و سرد قصد ترساندن و ایجاد رعب و وحشت در اذهان عمومی و علی‌الخصوص جلوگیری از حضور مهدی کروبی در راهپیمایی روز قدس را دارند</summary>
   
         <category term="News" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bamdadkhabar.net/">
      <![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
دقایقی قبل (نیمه‌شب چهارشنبه) منزل مهدی کروبی مورد حمله وحشیانه اراذل و اوباش بسیجی قرار گرفت.

به گزارش خبرنگار سحام‌نیوز در پی نامه‌ی اعتراض‌آمیز شب گذشته فاطمه کروبی به آیت‌الله خامنه‌ای و همچنین ترس حکومت از حضور مهدی کروبی در راهپیمایی روز قدس، از ساعت ۱۰ شب تعداد کثیری از اراذل و اوباش بسیجی در اقدامی هماهنگ و از قبل برنامه‌ریزی شده اقدام به تجمع در جلوی ساختمان محل سکونت مهدی کروبی نمودند.

این افراد به نوعی از حمایت نیروهای انتظامی نیز برخوردار شده‌اند، به‌طوریکه در شب قدر و شب شهادت امام علی(ع) این افراد بدون هیچ گونه ابایی اقدام به بر هم زدن نظم عمومی و آسایش مردم روزه‌دار در این شب مبارک نموده‌اند.

این گزارش حاکی از آن است که این افراد با سردادن شعارهایی بر علیه مهدی کروبی و در حمایت از رهبری اقدام به پرتاب سنگ و پاشیدن رنگ بر روی ساختمان محل سکونت مهدی کروبی نمودند. اقدام این افراد موجب وارد آمدن خسارت‌های به ساختمان شد. این افراد علاوه بر شکستن شیشه‌های ساختمان اقدام به پاشیدن رنگ و دزدیدن دوربین‌های امنیتی ساختمان نمودند.

این افراد اراذل و اوباش نظامی که وابسته به قرارگاه شهید محلاتی هستند با سر دادن شعارهایی همچون "وای اگر خامنه‌ای حکم جهادم دهد و …" "امریکا- کروبی- پیوندتان مبارک" و پرتاب سنگ و اشیاء مختلف به سمت ساختمان مسکونی، موجب بر هم زدن آسایش مردم منطقه شدند.

این در حالی است که این افراد همچون سه شب گذشته با به همراه داشتن سلاح‌های گرم و سرد قصد ترساندن و ایجاد رعب و وحشت در اذهان عمومی و علی‌الخصوص جلوگیری از حضور مهدی کروبی در راهپیمایی روز قدس را دارند.

گویا جریان حاکم با توسل به گروه های اوباشگر بسیجی و استفاده از امکانات بسیج و سپاه قصد دارد تا از هر طریق ممکن از حضور مهدی کروبی در راهپیمایی روز قدس جلوگیری بعمل آورد.

لازم به یادآوری است که در پی حمله شب گذشته این افراد، فاطمه کروبی در نامه‌ای به آیت الله خامنه‌ای گفته بود: «اختلاف همسرم با جنابعالی در مسائلی که همگان بر آن واقفند چه ارتباطی با حق زیستن خانواده ما دارد؟»

<strong>ابراز نگرانی شدید آیت الله العظمی صانعی از محاصره منزل کروبی</strong>

آیت الله صانعی در تماسی تلفنی با مهدی کروبی حمله به منزل وی و محاصره ی آن را محکوم کرد.

به گزارش خبرنگار سحام نیوز دقایقی قبل آیت الله صانعی به دنبال حمله و محاصره منزل مهدی کروبی برای چهارمین شب متوالی توسط جمعی از نیروهای بسیج وسپاه در تماسی تلفنی با مهدی کروبی این اقدام را به شدت محکوم و این قبیل رفتارهای وحشیانه را غیر انسانی خواند.

این مرجع تقلید با محکوم کردن حادثه مذکور بر صبر و استقامت در جهت دفاع از حقوق مردم همچنین اصلاح ساختار به فساد گرائیده تاکید کرد. ایشان همچنین در این تماس تلفنی ابراز نگرانی خود را از این حوادث به  خانم فاطمه کروبی اعلام کردند.]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>جنبش دانشجویی و خواست‌های عمومی جامعه در گفتگوی رادیوزمانه با مهدی فتاپور و امیرحسین اعتمادی</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bamdadkhabar.net/2010/09/post_4159/" />
   <id>tag:www.bamdadkhabar.net,2010://1.4750</id>
   
   <published>2010-09-01T19:16:03Z</published>
   <updated>2010-09-01T21:12:00Z</updated>
   
   <summary>بامدادخبر: در بیش‌تر کشورهای در حال توسعه، مسئله‏ی آزادی هم‏پای مسئله‏ی رشد و توسعه مطرح می‏شود و جنبش‏های مختلف اجتماعی، سیاسی و مدنی در همه‏ی تحولات تاریخی و اجتماعی این کشورها، روی چنین موقعیتی تاکید کرده‌اند. در ایران، جنبش‏های کارگری، دانشجویی و زنان همواره در متن تحولات و رویدادهای سیاسی قرار داشته‏اند. در آستانه‏ی فرارسیدن فصل دانشگاهی ایران، در گفت‏وگوهایی با مهدی فتاپور و امیرحسین اعتمادی، به جنبش دانشجویی ایران و بررسی موقعیت گذشته و فعلی آن پرداخته‏ام. امیرحسین اعتمادی از مسئولین سازمان ادوار تحکیم وحدت در گیلان است. او درباره‏ی این انتقاد که جنبش دانشجویی را درگیر مسائل سیاسی...</summary>
   
         <category term="University" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bamdadkhabar.net/">
      <![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
در بیش‌تر کشورهای در حال توسعه، مسئله‏ی آزادی هم‏پای مسئله‏ی رشد و توسعه مطرح می‏شود و جنبش‏های مختلف اجتماعی، سیاسی و مدنی در همه‏ی تحولات تاریخی و اجتماعی این کشورها، روی چنین موقعیتی تاکید کرده‌اند. در ایران، جنبش‏های کارگری، دانشجویی و زنان همواره در متن تحولات و رویدادهای سیاسی قرار داشته‏اند.

در آستانه‏ی فرارسیدن فصل دانشگاهی ایران، در گفت‏وگوهایی با مهدی فتاپور و امیرحسین اعتمادی، به جنبش دانشجویی ایران و بررسی موقعیت گذشته و فعلی آن پرداخته‏ام.

<strong>امیرحسین اعتمادی از مسئولین سازمان ادوار تحکیم وحدت در گیلان است. او درباره‏ی این انتقاد که جنبش دانشجویی را درگیر مسائل سیاسی و برکنار از فعالیت‏های حرفه‏ای و صنفی خود می‏داند، می‏گوید:</strong>

اگر نگاهی به تاریخچه‏ی جنبش دانشجویی در پنجاه و اندی سال گذشته بیاندازیم؛ یعنی از زمان دولت دکتر مصدق که شروع این جنبش است، می‌بینیم که همیشه با حکومت‏ها و دولت‏های توتالیتر و دیکتاتوری سروکار داشته‏ایم.

در حالی که دانشجویان باید دنبال مسائل صنفی و تحصیلی‏شان باشند. این انتقاد در جوامعی می‏تواند درست باشد که ثبات سیاسی وجود داشته باشد و آزادی‏های سیاسی تا حد زیادی در آن برقرار باشد.دانشجویان اما معمولاً در سنی هستند که زیر بار حرف زور و دیکتاتوری نمی‏روند و هوای تغییر در سر دارند. این‏ است که به‏درستی، به جای این‏که به‏دنبال مسائل صنفی‏شان باشند و یا به‏دنبال علم بروند که در آینده بتوانند نیازهای کشورشان را برآورده کنند، خواه‏ناخواه به سمت مسائل سیاسی کشیده می‏شوند.

<strong>مهدی فتاپور از مسئولان «سازمان چریک‏های فدایی خلق ایران» در سال‏های پیش از انقلاب و از مسئولین فعلی «سازمان فداییان خلق ایران» (اکثریت) و «اتحاد جمهوری‏خواهان ایران» است. وی هم‏چنین از مسئولین جنبش دانشجویی در دهه‏‏های ۴۰ و ۵۰ و هم‏چنین از مسئولین سازمان دانشجویی «پیشگام» بوده است. مهدی فتاپور درباره‌ی فعالیت سیاسی جنبش دانشجویی و انتقادی که در این زمینه مطرح است، می‏گوید:</strong>

حرکات دانشجویی به دو دلیل عمده، نسبت به سایر اقشار بیش‌تر با سیاست درگیر شده‌اند:

دلیل اول آن است که خواست‏های عمومی دانشجویان در مقایسه با سایر اقشار و اصناف، بیش‌تر با مسئله‏ی آزادی گره می‏خورد. دانشجویان به دلیل این‏که خواهان گسترش علم و یادگیری مسائل جدید هستند، آزادی کسب اطلاعات جزیی از خواسته‏های صنفی‏شان قرار می‌گیرد. هم‏چنین به دلیل سن‏شان، خواهان آزادی در حرکت‌های‌شان هستند و این هم جزیی از خواسته‏های صنفی آنها است.

متأسفانه این خواست‏ها در کشور ما خیلی مستقیم با مخالفت قدرت سیاسی مواجه می‏شود و به همین دلیل، خواست دانشجویان برای آزدی اطلاعات، به طور مستقیم با مسئله‏ی آزادی در جامعه گره می‏خورد. این امر، به حرکت دانشجویان در تمام دوره‏ها جنبه‌ی سیاسی داده است.

دومین موضوع این است که دانشجویان به‏ دلیل سن‏شان و این‏که در جامعه‏ی ایران، به درستی به آنها این اعتماد به‏نفس داده شده که سازندگان جامعه‏ی فردا هستند، خواهان آن هستند که جامعه‏ی فردا را به شکلی بهتر از امروز بسازند. این جزو خصوصیات و روحیه‏ی جوانانی است که درس می‏خوانند و به خودشان اعتماد دارند. به همین دلیل برای تغییرات مثبت در جامعه، بیش از سایر اقشار، با مسئله‏ی سیاست درگیر می‏شوند.

<strong>حال که به‏نظر می‏رسد حیات جنبش دانشجویی، به شکلی ناگزیر با سیاست عجین شده است، نقش این جنبش در تحولات معین تاریخی- سیاسی اخیر، به‏ویژه پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران، چه بوده است؟</strong>

<strong>امیرحسین اعتمادی می‏گوید:</strong> در نگاهی اجمالی، در این سال‏ها ما دو یا سه حرکت خیلی مهم داشته‏ایم. یک‌سری حرکت‏ها بعد از سال‏های اصلاحات، از سال ۷۶ تا ۸۰ شکل گرفت. با باز شدن فضای سیاسی، حرکت‏های دانشجویی تحت تاثیر نیروهای سیاسی بیرون از دانشگاه قرار گرفت و من آن را یکی از نقطه‏‏ضعف‏های جنبش دانشجویی در این دوران می‏دانم.

یعنی گروه‏هایی در دانشگاه‏ها، به خصوص انجمن‏های اسلامی، علی‌رغم پیوند قبلی‏ای که با بدنه‏ی حکومت داشتند و بعد از انقلاب فرهنگی، به‌عنوان بازوی حکومت در دانشگاه‏ها حرکت می‏کردند، به‏ناگاه به نیروهای منتقد تبدیل می‏شوند. تا این‏جا مشکلی نداریم؛ ولی این انتقال به گروه‏ها و احزاب سیاسی بیرون از دانشگاه گره خورد که متأسفانه دانشجویان و به‏ویژه انجمن‏های اسلامی را از کارکرد انتقادی‏شان دور می‏کند.

یعنی انجمن‏های اسلامی در انتخابات مجلس و در انتخابات ریاست جمهوری، می‏خواهند ضعف تشکیلاتی احزاب تازه تأسیسی مانند مشارکت را در جامعه پوشش بدهند و در عمل به عنوان یک حزب سیاسی عمل می‏کنند. 
این جزو قسمت‏هایی است که از نظر من، نقطه‏ضعف جنبش دانشجویی تا سال ۸۰ بوده است.

<strong>آیا سال 1380به بعد را نقطه‏ی قوت جنبش دانشجویی می‏دانید؟</strong>

از سال ۸۰ به بعد، تحولاتی در انجمن‏های اسلامی صورت گرفت و این انجمن‏ها تقریباً نماینده‏ی اکثریت دانشجویان منتقد شند. یعنی به‏جای این‏که نماینده‏ی احزاب بیرون باشند، دانشجویان منتقد را نمایندگی کردند.

در این دوران، درهای انجمن‏های اسلامی باز شد و از طریق رأی‏گیری‏های باز، همه‏ی دانشجویان طیف‏های مختلف، طیف‏هایی که چپ یا لیبرال بودند و حتی خیلی به اسلام سیاسی اعتقادی نداشتند، وارد انجمن‏های اسلامی شدند. جنبش دانشجویی از این سال‏ها به بعد، به بدنه‏ی جامعه و به خواست عمومی نزدیک شد.

<strong>تفسیر مهدی فتاپور از این دوران، دست‏کم در نتیجه‏گیری‏ها، با دیدگاه امیرحسین اعتمادی، بسیار تفاوت دارد.</strong>

<strong>او می‌گوید:</strong> جنبش دانشجویی ایران حالت ثابتی نداشته است. نوع برخورد آن با مسائل دانشجویی و جامعه در دوره‏‏های مختلف متفاوت بوده و روحیات گوناگونی داشته است.اگر بخواهم صحبتم را روی دوره‏ی اخیر، یعنی از دوم خرداد به این سو متمرکز کنم، در این سال‏ها اتفاقی افتاد که از یک نقطه‏نظر مشابه دوران ما بود.

دانشجویانی که در این دوران به میدان آمدند، یک حالت بی‏اعتمادی و منفی نسبت به فعالین سیاسی و کسانی پیدا کردند که در عرصه‏های دیگر فعالیت می‏کردند.آنها به این نتیجه رسیدند که باید خودشان عنوان یک تشکل دانشجویی، نسبت به مسائل جامعه اظهار نظر کنند. بنابراین تشکل‏های دانشجویی تبدیل به یک حزب شدند.

<strong>یعنی شما دوران گسستگی از احزاب سیاسی و تلاش برای فعالیت مستقل را مثبت ارزیابی نمی‏کنید؟</strong>

در چنین رویکردی، جنبش دانشجویی با دو خطر مواجه می‏شود: یک خطر این است که احزاب سیاسی یا گرایش‏های سیاسی دانشجویی که به این یا آن سمت تمایل دارند، تلاش کنند مجموعه‏ی جنبش را با خودشان معرفی کنند؛ که بارها نیز اتفاق افتاده است. به عنوان نمونه، در ابتدای شکل‏گیری این جنبش در حوالی دوم خرداد، احزاب سیاسی‏ای مانند حزب مشارکت و دیگران، چنین اشتباهی کردند.

اتفاقی که بعد از آن افتاد و مشابه وضعیت دوران ما در دهه‏های ۴۰ و ۵۰ بود، این بود که دانشجویان در واکنش به این شرایط و این‏که باید مستقل حرکت کنند، به این نتیجه رسیدند که باید خودشان نسبت به مسائل خط ‏مشی، سیاست و آینده‏ی جامعه اظهار نظر و تصمیم‏گیری کنند. مثلاً یک تشکل دانشجویی تصمیم بگیرد که آیا راه تحول در ایران رفراندوم است، یا انتخابات و یا اصلاحات؟

یعنی تشکل دانشجویی دیگر روی خواست‏های عمومی دانشجویان، چه خواست‏های سیاسی و چه خواست‏های عمومی‏ای مانند آزادی‏های سیاسی و باز شدن فضا حرکت نمی‏کرد، بلکه حرکت‏شان به این سمت رفت که نسبت به مسائل معین خط‏ مشی سیاسی و این که چگونه تحول پیدا می‏شود نیز موضع‏گیری داشته باشند. چنین حرکتی منجر به آن شد که ما به‏‏شدت دچار انشقاق شدیم.

<strong>امیرحسین اعتمادی، این انشقاق‏ را نشانه‏ی آغاز یک دوران مثبت می‏داند</strong>:

از سال ۸۰ به بعد را که آن انشقاق‏ها در دفتر تحکیم وحدت ایجاد شد، نقطه‏ی قوت جنبش دانشجویی می‏دانم. البته جنبش دانشجویی هزینه‏ی آن را هم پرداخت کرد. یعنی این سال‏ها، سال‏های سرکوب دانشجویان و کمیته‏های انضباطی بود.

در دوران آقای خاتمی، به طیف علامه‏ی تحکیم که این جریان را نمایندگی می‏کرد، اجازه‏ی برگزاری حتی یک جلسه‏ی سالیانه هم داده نشد. این ممانعت هم‏چنان ادامه پیدا کرد و در دولت محمود احمدی‏نژاد کار به جایی رسید که دانشجویان ستاره‏دار شدند و از ادامه‏ی تحصیل‏شان جلوگیری شد.

<strong>مهدی فتاپور در توضیح خسارت‌هایی که حرکت جدید جنبش دانشجویی ایجاد کرد، می‏گوید:</strong>

جنبش دانشجویی ایران چندپارچه شد، نیروها در مقابل هم موضع گرفتند و متأسفانه احزاب سیاسی در خارج از دانشگاه‏ها، چه در خارج از کشور و چه در داخل کشور، واکنش درستی نسبت به این مسئله نشان ندادند و یا در اساس این موضوع را ندیدند و با تاکید نادرست بر استقلال جنبش دانشجویی، چنین روندی را تقویت کردند. 
این رویکرد منجر به آن شد که طی ده، دوازده سال اخیر، جنبش دانشجویی مرتب دچار انشقاق بشود. در حالی که اگر جنبش دانشجویی، به عنوان یک کلیت، روی خواست‏ باز شدن فضای سیاسی حرکت می‏کرد، می‏توانست از چنین امری احتراز کند.

به این معنا که هر دانشجو و یا گروه دانشجویی می‏توانست جدا از مجموعه‏ی جنبش دانشجویی، در چهارچوب حزب، سیاست و یا خط مشی‏ای که به آن گرایش دارد، فعالیت کند، ولی نه این‏که این گرایش را به کل جنبش دانشجویی تعمیم بدهد.

<strong>از امیرحسین اعتمادی می‏پرسم: با توجه به رویدادهایی که به آن اشاره می‏کنید و به‏ویژه سرکوب گسترده‏ی جنبش دانشجویی، موفقیت حرکت مستقل دانشجویان را در چه می‏بینید؟</strong>

در این‏جا مسئله‏ی سرکوب، مسئله‏ی اصلی ما نیست. یعنی نتیجه‏گیری‏ ما از سرکوب نیست. جنبش دانشجویی، به‏خصوص در دولت دوم آقای خاتمی که آن انشقاق‏ها در دفتر تحکیم ایجاد شد و طیف علامه‏ی تحکیم به‏وجود آمد، به منتقد کل حکومت و از جمله دولت اصلاحات تبدیل شد و فارغ از این‏که سرکوب شد یا نشد، به خواست بدنه‏ی دانشجویی نزدیک‏تر بود.

<strong>حاصل آن در عمل چه بود؟</strong>

حاصل آن را در همان سال‏ها نمی‏بینیم. ولی در همین یک‏سال اخیر دیدیم که رهبران جنبش سبز چقدر به جنبش دانشجویی و خواسته‏های آنها نزدیک شدند و در عمل جنبش دانشجویی به عنوان موتور محرک جنبش سبز شناخته می‏شود.

یعنی اگر روزهای پیش از انتخابات را با روزهای پس از آن مقایسه کنید، می‏بینید که در روزهای پیش از انتخابات، شخص مهندس موسوی حتی حاضر نبود با طیف علامه‏ی تحکیم دیدار داشته باشد، اما خواسته‏هایی که امروز طرح می‏کند، کاملاً خواسته‏های جنبش دانشجویی در پیش از انتخابات است. این‏که صدای دانشجو امروز به صدای اپوزیسیون حکومت تبدیل شده است را من بزرگ‏ترین دستاورد جنبش دانشجویی در این سال‏ها می‏دانم.

<strong>از مهدی فتاپور می‏خواهم که از منظر کلی، به مقایسه‏ی فضای عمومی جنبش دانشجویی، در سال‏های پیش از انقلاب و امروز بپردازد</strong>.

او می‌گوید: هم در دوره‏های گذشته و هم امروز، نمی‏توانیم فقط به یک دوره اشاره کنیم. مثلاً در رژیم پیشین، طی سال‏های سی، جنبش دانشجویی کاملاً تحت رهبری حزب توده‏ و جبهه‏ی ملی است و ما یک جنبش دانشجویی داریم که کاملاً هدایت شده است، اقدامات آن آگاهانه است و احزاب سیاسی در آن کاملاً نفوذ دارند.

در سال‏های دهه‏ی چهل و تا اواخر دهه‏ی پنجاه اما روند کاملاً برعکس می‌شود. در این دوران، جنبش دانشجویی در اساس احزاب سیاسی را قبول ندارد و می‏خواهد در ارتباط با همه‏ی مسائل خودش تصمیم بگیرد و نسبت به فعالین گذشته‏، نظر منفی دارد.

<strong>حتی نسبت به سازمان‏های چریکی؟</strong>

منظورم سال‏های دهه‏ی چهل تا اوایل دهه‏ی پنجاه بود. در این سال‏ها هنوز سازمان‏های چریکی شکل نگرفته بودند. در واقع، سازمان‏های چریکی از دل جنبش دانشجویی بیرون آمدند.خصوصیت مهمی که جنبش دانشجویی تمام سال‏های دهه‏ی چهل و پنجاه را با امروز متفاوت می‏کند، رادیکالیسم بسیار نیرومندی است که در آن جنبش وجود داشت. در آن سال‏ها، ما بسیار رادیکال بودیم و این در تمام حرکات و اقدامات ما منعکس بود.

این رادیکالیسم البته به این معنا نبود که ما را به گروه‏های دانشجویی‏ای مبدل کند که خارج از ارتباط با دانشجویان اقدام کنیم. یعنی ما در سال‏های اواخر دهه‏ی چهل به‏شدت رادیکال و تند بودیم، ولی دانشجویان ما را تأیید می‏کردند و ما را به عنوان نمایندگان خودشان انتخاب می‏کردند. چون کل فضای دانشجویی رادیکال بود.

امروز اما این خصوصیت تغییر کرده است. مثلاً در دوره‏ی اخیر می‏بینیم که دانشجویان در مقابل اقدامات تندی که صورت گرفت، از اقدامات واکنشی احتراز کردند و در کل روحیه‏ و فضای دیگری در جنبش دانشجویی، جوانان و کل جنبش روشنفکری ایران وجود دارد.


منبع: <a href="http://zamaaneh.com/analysis/2010/09/post_1561.html">رادیوزمانه - مریم محمدی</a>]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>تونی بلر: باید آماده مواجهه نظامی با ایران باشیم</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bamdadkhabar.net/2010/09/post_4158/" />
   <id>tag:www.bamdadkhabar.net,2010://1.4749</id>
   
   <published>2010-09-01T18:55:20Z</published>
   <updated>2010-09-01T19:09:39Z</updated>
   
   <summary>بامدادخبر: تونی بلر، نخست وزیر سابق بریتانیا اذعان کرده که تحولات در عراق را پس از سقوط صدام حسین، این گونه پیش بینی نمی کرده؛ اما در عین حال هشدار داده است که برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح اتمی، غرب باید در صورت لزوم آماده مواجهه نظامی با این کشور باشد. آقای بلر در کتاب خاطراتش که به تازگی منتشر شده است، روند تحولات در عراق را یک کابوس توصیف کرده و گفته است که عمیقا از تلفات ناشی از حمله نظامی به عراق متاسف است. اما نخست وزیر سابق بریتانیا افزوده که اگر کاری هم در باره...</summary>
   
         <category term="News" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bamdadkhabar.net/">
      <![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
تونی بلر، نخست وزیر سابق بریتانیا اذعان کرده که تحولات در عراق را پس از سقوط صدام حسین، این گونه پیش بینی نمی کرده؛ اما در عین حال هشدار داده است که برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح اتمی، غرب باید در صورت لزوم آماده مواجهه نظامی با این کشور باشد.

آقای بلر در کتاب خاطراتش که به تازگی منتشر شده است، روند تحولات در عراق را یک کابوس توصیف کرده و گفته است که عمیقا از تلفات ناشی از حمله نظامی به عراق متاسف است.

اما نخست وزیر سابق بریتانیا افزوده که اگر کاری هم در باره وضعیت عراق نمی شد، امنیت با خطری بزرگتر مواجه می شد.

آقای بلر همچنین در گفتگو با بی بی سی گفت اگر ایران به تلاش خود برای ساخت سلاح اتمی ادامه دهد، بریتانیا باید آماده مواجهه با این کشور باشد.

به گفته راب واتسون، گزارشگر بی بی سی در امور سیاسی، با این که احتمالا تونی بلر تا آخرین دم از تصمیم خود برای اشغال نظامی عراق دفاع خواهد کرد در خاطراتش همچنین از تلفاتی که این تصمیم در پی داشت و آشفتگی که به پا کرد، ابراز تاسف می کند.

اما ظاهرا این احساس تاسف اصلا او را از حمایت از دخالت های نظامی آتی بریتانیا منصرف نکرده است.

تونی بلر به بی بی سی گفت: "حرف من این است که دستیابی ایران به توان تسلیحات اتمی کلا قابل قبول نیست. من معتقدم که ما باید که آماده باشیم که با آنها مواجهه کنیم حتی اگر لازم شد از طریق عملیات نظامی. من فکر نمی کنم که اگر آنها به تلاش برای ساخت تسلیحات هسته‌ای ادامه بدهند راه دیگری وجود داشته باشد. آنها باید این پیام را رسا و روشن بشنوند."]]>
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>مادر ندا آقاسلطان: چشم‌های ندا باز می‌ماند تا لحظه‌ای که به هدفش برسد</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.bamdadkhabar.net/2010/09/post_4157/" />
   <id>tag:www.bamdadkhabar.net,2010://1.4748</id>
   
   <published>2010-09-01T13:23:53Z</published>
   <updated>2010-09-01T13:37:18Z</updated>
   
   <summary>بامدادخبر: هاجر رستمی مادر ندا آقاسلطان دختر ۲۷ هفت ساله‌ای که درجريان يکی از تجمعات پس از انتخابات رياست جمهوری سال گذشته به ضرب گلوله کشته شد درگفت وگو با کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران خواستار پيدا کردن قاتل دخترش توسط مجامع بين المللی از جمله دادگاه لاهه و سازمان‌های حقوق بشری شد. به گفته خانم رستمی پيگيری‌های خانواده برای يافتن قاتل دخترش به نتيجه‌ای نرسيده است. او به کمپين گفت: «هيچ حرفی ندارم به دولت بزنم، تمام اين مدت سکوت کردم، فقط از دنيا می‌خواهم به داد من برسند و قاتل ندا را پيدا کنند. بچه‌ام را...</summary>
   
         <category term="Human Rights" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://www.bamdadkhabar.net/">
      <![CDATA[<strong>بامدادخبر:</strong>
هاجر رستمی مادر ندا آقاسلطان دختر ۲۷ هفت ساله‌ای که درجريان يکی از تجمعات پس از انتخابات رياست جمهوری سال گذشته به ضرب گلوله کشته شد درگفت وگو با کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران خواستار پيدا کردن قاتل دخترش توسط مجامع بين المللی از جمله دادگاه لاهه و سازمان‌های حقوق بشری شد. به گفته خانم رستمی پيگيری‌های خانواده برای يافتن قاتل دخترش به نتيجه‌ای نرسيده است. او به کمپين گفت: «هيچ حرفی ندارم به دولت بزنم، تمام اين مدت سکوت کردم، فقط از دنيا می‌خواهم به داد من برسند و قاتل ندا را پيدا کنند. بچه‌ام را از دست دادم و زندگی‌ام دگرگون شده است هر بار از سر خاک ندا می‌آيم، احساس می‌کنم همين الان ندا رفته و به خاک سپرديمش.»

وی به کمپين گفت که مقامات پس از مرگ دخترش هيچ فشاری به خانواده توسط مسوولان وارد نکرده‌اند و رفتاری توام با احترام داشته اند با اين وجود از تلاش گسترده برای تحريف واقعيت مرگ دخترش گلايه کرد. از جمله اين تلاش ها وی به فيلم های پخش شده از صداوسيما، اظهارات برخی مقامات مسوول همچون امامان جمعه و به صورت خاص اظهارات عزت الله ضرغامی رييس صداوسيما اشاره کرد.

مادر ندا آقاسلطان در خصوص مستندسازی های صداوسيماو تلاش برای تحريف واقعيت از طريق نمايش فيلم درشبکه سراسری درمورد مرگ دخترش به کمپين گفت: «من فيلم را نديدم، فقط شنيدم.نمی خواهم که ببينم! نظری هم ندارم. تا به حال سه بار فيلم درست کردند، هر بار حرف قبلی خودشان را نقض کردند، ولی تا آن جايی که من مادر ندا هستم، می دانم، او برای تظاهرات بيرون رفته بود و به دست نيروهای خودشان کشته شده است، غير از اين چيز ديگری نمی تواند باشد.»

وی در خصوص اهدافی که چنين برنامه هايی دنبال می کنند گفت: «می‌خواهند بگويند مملکت آزادی داريم، هر کسی می تواند، ابراز عقيده کند و آزادی تمام و کمال در مملکت ايران وجود دارد؛ در صورتی که اصلا چنين چيزی وجود ندارد.» هاجر رستمی در پاسخ به اين پرسش کميپن که آيا مطالب مطرح شده در مستندهای توليد شده را باور دارد يا خير ، پاسخ داد:” هيچ کس اين دروغ ها را باور نکرده، نه مردم ايران نه مردم جهانو گفتند قاتل يک زن است، مگر ندا چه کار کرده بود که بايد زنی او را بکشد. من که می دانم، قاتل چه کسی است، ولی خوب، دولتی ها اين را قبول نمی کنند.»


هاجر رستمی تاکيد کرد که در مقابل ساختن اين فيلم ها سکوت کرده گفت: «‌وقتی در روز روشن ندا را زدند کشتند من شکايت کردم به هيچ جايی هم تا حالا نرسيدم بيايم در موردفيلم شکايت کنم؟ به کی شکايت کنم؟» او به کمپين گفت که در مقابل اين طرز برخورد، تنها به حمايت جهان دلگرم استک « گفتند فيلم خودکشی ندا را ما نساختيم. گفتم بالاخره صدا وسيمای شما آن را پخش کرده است، چه طور شما خبر نداشتيد؟ گفتند ما می خواهيم يک فيلم درست کنيم، بگوييم ندا را چه کسی کشته که در آن فيلم، قاتل را هم يک خانم معرفی کردند. وقتی به فيلم خودکشی ندا اعتراض کردم، گفتند اعتراضت را در روزنامه مطرح کن، من پاسخ دادم که روزنامه ای که دولت ان را درست ميکند، من دراين روزنامه چه بگويم؟»

مادر ندا آقاسلطان در ارتباط با استدلال مقامات دولت جمهوری اسلامی مبنی بر مبرا کردن خود از دخالت در اين حادثه گفت: «آن‌ها می گويند شما که می دانيد، دولت ندا را نکشته است، ندا مرگ اش مشکوک بوده، شايد چند نفر در اين درگيری کشته شدند؛ ولی ندا را ما نکشتيم. اين ها دسيسه است، برای بد جلوه دادن جمهوری اسلامی در دنيا، می خواستند با قتل ندا، ريشه جمهوری اسلامی را از بين ببرند، اما با ساختن اين فيلم ها آبروی خودشان را بيش تر بردند.»

خانم رستمی در خصوص فشار آوردن مأموران امنيتی برای ضبط مصاحبه تلويزيونی از خانواده آقا سلطان به کمپين گفت: «به من گفتند دولت، قاتل دختر شما نيست؛به همين خاطر در تلوزيون يا هر جايی که می خواهيد،بياييد صحبت کنيد. گفتم من قاتل ندا را می شناسم و به همين دليل در صدا وسيمای شما هيچ وقت نمی آيم. گفتند شما به عنوان پدر ومادرش در اين فيلم تقاطع حضور داشته باشيد، من پاسخ دادم صدا وسيمايی که رئيس اش آقای ضرغامی باشد که گفته است؛ ندا هنرپيشه بوده، فيلم بازی کرده که و چشم‌هايش را آن حالت در آورده، من در چنين صداو سيمايی نمی‌آيم.»

وی در ارتباط با حضور آقای پناهی ،استاد موسيقی، و هم چنين ستاره، دوست ندا، در مستند تقاطع گفت: «بعد از مراسم هفتم، يک سری وسايل ندا را از آقای پناهی گرفتم و پس از آن آقای پناهی را نديدم. يعنی نخواستم که ببينم؛ چون من پيش خودم فکر کردم کسی که به اطلاعات برود، همه کار می تواند انجام دهد، ولی اين حق را هم برايشان قائل هستم؛ هر کاری می خواهند، انجام دهند.»

هاجررستمی اضافه کرد: «چند روز پيش دوستی از آمريکا تماس گرفت و گفت ندا در خواب می گفت به مادر و پدرم بگوييد از قاتل من در ايران شکايت کنند و اگر نتوانستند به دادگاه لاهه شکايت کنند و من اين تماس شما را در پی خوابی که دوستم درباره ندا ديده می دانم .»

هاجر رستمی در پايان گفت وگويش با کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران گفت: «من می خواهم از طريق اين رسانه به آقای ضرغامی که گفته اند ندا هنرپيشه بوده و به همين دليل چشم هايش با چشم های باز از دنيا رفته است بگويم؛ آقای ضرغامی يک لحظه، يک لحظه، خودت را به جای من بگذار، يک لحظه، نمی گويم سال ها…. اين حرف آقای ضرغامی روی من اثربسيار بدی گذاشت و من گفتم خدايا خودت می دانی و خودت، ندا هنر پيشه نبوده، انسانی بوده مثل همه جوان های ديگر، برای آزادی اش به تظاهرات رفت چرا بايد بگويند ندا يک هنرپيشه بوده؟ چشم های ندا باز مانده و باز می ماند تا لحظه ای که به نتيجه برسد، به هدف اش برسد، …اگر چشم هايش بسته می ماند، شايد آن قدر تاثير گذار نبود، چشم های باز ندا شايد دنيا را تکان داده، ملت ايران را تکان داده، چون اصلا منکر اصل قتل ندا هستند.»]]>
      
   </content>
</entry>

</feed>
